یک رویای کوچک و خودخواهانه است که بالاتر از ترافیک شناور باشی. با انرژی پاک به سمت خانه بلغزی، به سوی آیندهای که به ما وعده داده شده بود.
این تمام مشکل اقدام در برابر بحران آبوهوا را در یک جمله خلاصه میکند. ما کمتر نمیخواهیم. بهتر میخواهیم. پیشرفت بدون مجازات میخواهیم.
بهترین و بدترین چیز در Fortescue وقتی بود که با دانشمندانی گذراندم که علم را میدانستند و هنوز در رویارویی با انکار در حال ساختن مدارک بیشتر بودند.
در سال 1965، Lyndon Johnson به کنگره گفت که استفاده از سوخت فسیلی دارد جو زمین را تغییر میدهد. در سال 1979، گزارش Charney Report آن را کمّی کرد: دیاکسیدکربن را دو برابر کنید، کره زمین گرم میشود. اولین کنفرانس جهانی آبوهوا در همان سال به دولتها گفت اقدام کنند.
میدانستیم. و ادامه دادیم.
سیلهایی که قرار بود یکبار در قرن رخ دهند الان یک یا دو بار در دهه اتفاق میافتند. شهرها زیر گرمای چسبناک نفسکشیدن را متوقف میکنند. اقیانوس مازاد ما را جذب میکند و گرسنهتر میشود. هشدارها تبدیل به آبوهوا شدهاند. متان دارد خارج میشود. مخازن کربن دارند از کار میافتند.
تاکتیکهای ترساندن ذهنها را تغییر نداده. اما نگران نباشید، اوضاع بدتر خواهد شد.
فاجعهپسندان TikTok تأثیر بزرگ شدن در ناامیدی را به زیبایی به تصویر میکشند. فعالان کودک سوالهای تیزی درباره ترجیح مداوم سود فصل بعدی بر همه چیز دیگر میپرسند.
عجیب است، اما در این همه امید هست. مسئله آبوهوا دیگر اخلاقی نیست. اقتصادی است.
اقتصاد فرود آمد
در COP26 در Glasgow، اتحاد مالی Glasgow برای خالصصفر اعلام کرد که 130 تریلیون دلار آمریکا — حدود 40 درصد از داراییهای مالی جهانی — با اهداف خالصصفر همراستا شدهاند.
از آن زمان، آژانس بینالمللی انرژی IEA بیش از سه تریلیون دلار در سال سرمایهگذاری انرژی را ثبت کرده، دو تریلیون برای انرژی پاک. هزینهکرد انرژیهای تجدیدپذیر الان از سوختهای فسیلی پیشی گرفته. و برای اولین بار در تاریخ، تا سال 2025 سرمایهگذاری انرژی پاک بیش از دو برابر سوختهای فسیلی خواهد بود.
الان بیشتر مردم در انرژی پاک کار میکنند تا در سوختهای فسیلی، حدود 35 میلیون در مقابل 32 میلیون. هزینه خورشیدی از سال 2010 نود درصد کاهش یافته. بادی هفتاد درصد. ارزانترین انرژی جدید روی زمین انرژی تجدیدپذیر است.
Akaysha Energy دارد باتری فوقالعاده Waratah را میسازد تا اگر شبکه Sydney دچار اختلال شد آن را در مدار نگه دارد. در California، باتریهای شبکه سال گذشته در اوج موج گرما بیست درصد از تقاضای پیک را تأمین کردند. پروژه HYBRIT در Sweden فولاد عاری از سوخت فسیلی برای Volvo تحویل داد. China الان نیمی از سرمایهگذاری جهانی در خورشیدی و خودرو برقی را میراند و هزینه را برای همه کاهش میدهد. در United Kingdom اخیراً صد درصد بار اضافی شبکه با باد و خورشید تأمین شد.
چنین پروژههایی همه جا دارند سر بر میآورند. نمادین نیستند. عملی هستند.
اقتصاد کربنزدایی فرود آمده. پول دارد حرکت میکند. سوال این است که چرا سریعتر حرکت نمیکند.
چون دیگر اختراع گلوگاه نیست. پیادهسازی است.
مجوزها، انتقال برق و اتصال شبکه سالها از سرمایهای که منتظر استقرار است عقب هستند. شایستگی الان محدودیت است.
جامعه آبوهوا میگوید آماده وحدت است، اما در دنیایی که از توجه پر شده خیلیها میخواهند در موضوع آبوهوا شهرت کسب کنند. حتی آخرالزمان هم دستهبندیهای خودش را دارد.
در همین حال، کار واقعی ادامه دارد. هر چیزی که میتواند دوشاخه قبول کند را برقی کنید. سیم بکشید سریعتر از اینکه استراتژی بنویسید. گرما بدون آتش تولید کنید. وانمود کردن به اینکه اعتبارات کربن میتوانند با جادو فیزیک را پاک کنند را کنار بگذارید. برای آسیب قیمت تعیین کنید، و از کسانی که آن را ایجاد نکردهاند حمایت کنید.
شبکهای که داریم برای جریان برق یکطرفه ساخته شده. شبکهای که نیاز داریم باید با داده دوطرفه، ذخیرهسازی متغیر، و تعادل لحظهای از میلیونها منبع کنار بیاید. این ایدئولوژی نیست. این مهندسی است.
پیشرفت بدون مجازات
رمانتیک بودن در زهد را میبینم. کمترِ ملایم. دوچرخه سوار شوید. قطار بگیرید. لوبیا بخورید. آلپاکا نوازش کنید.
اما این کارها نشانهگذاری هستند، نه پاراگراف. حتی اگر همه خانوارهای OECD فردا به خالصصفر برسند، انتشارات جهانی کمتر از 10 درصد کاهش مییابد. هیچ فردی به تنهایی نمیتواند به اندازه کافی لامپ عوض کند تا یک سیستم انرژی را از نو بسازد.
استیک بخورید، و آن کیلومترها را پشت 400 اسب Eleanor ثبت کنید تا هنوز میتوانید. بعد از بزرگترین صنایع بخواهید که سریعترین تغییر را هدایت کنند.
کربنزدایی نذر فقر نیست. یک چالش مهندسی با تایمر است.
آینده کوچکتر نیست. متفاوت است. انرژیهای تجدیدپذیر بزرگ و ارزان هزینههای ورودی قابل پیشبینی برای بزرگترین داراییهای مولد جهان فراهم میکنند. بازار این مدل را به عنوان یک اهرم جدید در زنجیره ارزش پاداش خواهد داد.
تقاضای سوخت فسیلی در همه جا به اوج نرسیده، اما سرمایهگذاری رسیده. این گذار منتظر باور نیست. در حال حاضر تنظیم پیشفرض سرمایه است.
هنوز ماشین پرندهام را میخواهم. میخواهم برقی باشد، از کانیهایی ساخته شده که توسط کارگرانی با دستمزد عادلانه استخراج شدهاند، با انرژی آسمانی که دارد آرامتر میشود تغذیه شود. پیشرفتی میخواهم که واقعاً مثل پیشرفت احساس شود.
نه خلوص نجاتمان میدهد نه شعار. شایستگی، سرمایه و هماهنگی نجاتمان میدهند. مردمی که میتوانند فیزیک را سودآور کنند. تصمیماتی که آنقدر تکرار میشوند تا قهرمانانه احساس نشوند و شروع کنند به طبیعی احساس شدن.
دهه آینده نه با بلندترین ایدهها بلکه با شایستهترینها برنده میشود. شرکتهایی که کربنزدایی را به عنوان یک راهنمای خلاقانه میبینند نه تمرین انطباق، پیشتاز خواهند بود. آینده متعلق به کسانی است که آن را به زیبایی، کارآمدی، و سودآوری به اجرا درمیآورند.
این گذار سبز واقعی است. نه دور شدن از خواسته، بلکه به سوی تحقق بهتر آن.

